کیارشکیارش، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

نی نی خوشگلم کیارش

گودی گودیای مامان تو پایان 16 و 17 ماهگیش

1392/4/18 13:53
نویسنده : مامی کیارش
1,245 بازدید
اشتراک گذاری

جیگمل مامان با آب بازی تو حموم که شدیدا عــــــاشقشه میگه  آبـــــــــــــــٍّه .... لبخند

دیگه خودش در ورودی خونه رو وا میکنه میگه دی دری... هیپنوتیزم 

صبح که از خواب پا میشد همش منو بابایی بهش می گفتیم ســــــــــلام... الان صبا وقتی از خواب پا میشه میگه سَ از خود راضی

ستاره رو نشون میده میگه سیــــــــتّــــــــــا از خود راضی

رفته بودیم شهر بازی... آسمونو نشونش دادم گفتم ببین ماه و... اون ماهٍ پسرم از خود راضی... نگو این وسایل رنگ رنگی شهر بازی رو دیده منتظر و فکر کرده به اونا میگن ماه!!!!! متفکر از اون روز به این ور هر چی رو که چراغای رنگ رنگی داره میگه ... ماهٍ....چشم سبز 

به مامان بزرگش بجای گفتن مادر میگه آدر بغل (مادری هم با شنیدن این کلمه کلی دلش ضعف میره )

یه چیز خوشمزه که میبینه میگه گاگا زبان 

به بستنی میگه بســـــــی ... لبخند

به میمون میگه نینونــــــــٍه... از خود راضی

به گاو میگه گااااا... از خود راضی

میگم گاو چیکار میکنه میگه مــــــــــــــــــــــا .... از خود راضی

میگم ببیی چیکار میکنه میگه بـــــــــــــــــــــع ... از خود راضی

کلاغ چیکار میکنه میگه قااااااااااااار .... از خود راضی

اسب و نشونش میدم میگم این چیه میگه اســـــــــــی  .... از خود راضی 

مگم جوجه ...قطار چیکار مینه ... میگه تیش تیش  از خود راضی

ماشین چیکار میکنه... میگه غیــــــــــــــــــــــــــــــم از خود راضی

صدای هواپیما رو که میشنوه میگه هــــــــــــایی... از خود راضی

 

اینم چند تا عکس از عشقمماچ

ای وای وای چشمم روشن..... مشغول تلفن

متفکر

اینجا هم نمیدونم چی دیده که هی اونو نشونم میداد و می گفت نٍه نٍه ( یعنی من اونو می خوام ) نیشخند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مهسا مامان کیارش
29 تیر 92 2:36
عزیزدلمی جیرجیرک بلای شیرین زبوووووووونم دوست دارم کمپلوچه خواستنی


مرســـــــــــــــــــی عزیزم
مامان کیارش
10 مرداد 92 10:44
وای عزیزم چقدر ناز شده کیارش منم تا راه افتاده لاغرتر شده ولی من توپولو خیلی دوست دارم وای مامی کیارش جون پست قبلی تو خوندم اصلا تمام بدنم یخ شد خدا چقدر بهتون رحم کرده
هدیه
7 شهریور 92 18:06
ای جووووووووونم
میگم خانومی من توو شوک ِ اون ترجمه تون هستم اونجایی که کیارش جون گفت نِه نِه بعد معنیش این بود که من اونو میخوام
خدا حفظش کنه

D: